1.حال که می نگرم، اگرچه نشد آن چیزهایی که من می خواستم، اما شد آنگونه که حتی تصورش راهم نداشتم، تو را سپاس.
2.مولای من، همه از من گذشتند و من از خود نگذشتم، خراب کن بر سرم این دیوار را، صدای اذان می آید.
3.به لحظه ی رسیدن فکر می کنم و شروع دوباره، چه خوش حس وحالم از آنچه تقدیرم کردی، تو را شکر.
4. معبودا، اگر روزی از فرط خطاهایم، خطابم کنی که دیگر با من سخن مگو، خواهم گفت:ای حلیم من، پس تو نیز نگاهم مکن و یا بگذار هر دو لذت ببریم.
5.ای درد وجود، بگذار تمنای وصال را با دستانی راستین به اوج برم.
6.می شود دوباره به پرواز فکر کرد، آنگاه که در تشعشع گرمای مهر تو آهسته آب می شود،یخ زدگی بال های روح من.
7.خداوندا، روا مدار حصار زمان و زمین، بهانه ای شود برای سقوط دیدگانم در چاه عمیق کوته فکری.
8.پروردگارا، نگذار سختی روزگار از قلبم نیز صخره ای بسازد، بگذار نرم باشد، ساده باشد، صورتی؛مثل دوران قشنگ کودکی.
9.خداوندا، نگذار فریب خواسته های رنگارنگ شوم و به بی رنگی معصومانه ی عهدم خیانت کنم.
10.خداوندم، مگر سختی عبادت تو بیش از سختی معصیت توست، که دوری ات را برگزینم، پر کن از این عطر بی بدیل برگ ،برگ دفتر زندگی ام را.
1.خداوندا، بگذار از انتظارهای خود نیز سبقت بگیریم، تا در زمره ی السا بقون به قرب تو نائل گردیم.
2.خداوندا، تعادلی در فعالیت های جمعی و فردی ما برقرار کن، تا ارزش هیچ کدام را زیر پا ننهیم.
3.خداوندا، نظمی به نام تقارن درجای جای زندگی امان حاکم کن، تا بیشتر شبیه حکمتت شویم.
4.خدایا، رفتنم را به آسمان به تو سپردم.
5.خداوندا تو را شکر که برای درد دیگران درد می گیرم.
6.خداوندا بگذار احترام بگذارم به همه و متواضع باشم در نزد بزرگتر خود.
7.خداوندا، گاهی تو را در آینه ی خود می بینم.
8.خداوندا، تو بهترین را نازل می کنی، اما من همه را خراب می کنم.
9.خداوندا، گاهی دل برای صاحب خانه اش تنگ می شود، قرار دادمان 9 ساله بود اما رها نمی کند این مستاجر ویرانه ای را که با آمدن تو قصر می شود.
10. خداوندا، گاهی آن قدر جدی حرف می زنیم که انگار حق با ماست، ما کجا، تو کجا.
برچسبها:
مناجات نامه,
دیدگاه