X
تبلیغات
تکمیل

 

یا منی قلوب المشتاقین ویاغایه امال المحبین

انی اسئلک حبک وحب من یحبک وحب کل عمل یوصلنی الی قربک

وان تجعلک  احب الی مما سواک

ای آرزوی دل مشتقان، ای منتها مقصود محبان از تو درخواست می کنم دوستی تورا

و دوستی دوستدارانت را ودوست داشتن هر کاری که مرا به مقام قرب تو رساند.

مناجات المحبین-خمسه عشر


اللهم اغننا بحلالک عن حرامک وبفضلک عن من سواک

+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

بیستمین کنفرانس بهاره ی فیزیک

از ویژگی های خوب این جور کنفرانس ها: 1. با افراد زیادی از سرتاسر دانشگاه های ایران که در زمینه ی کاری شما، کار کردند و می کنند آشنا و ارتباط برقرار می کنید. 2.با اینکه از سمینارهای افرادی که خارج از حیطه ی شما کار کردند زیاد چیزی سر در نمی آورید ولی خوبی اش این است که به هر حال مهم های هر رشته مقداری به گوشتون می خورد. 3.برخی مواقع ایده های خوبی توی سوال ها و بحث های ما بین پیش می اید که انگیزه ی کارها وایده های خوبی خواهد شد، مثلا امروز یکی از دانشجوهای دکترای دانشگاه اصفهان در مورد دو برهم کنش صحبت کرد در چهارچوب ماورای مدل استاندارد و با استفاده از فرمالیزم هندسه ی ناجابه جایی. یکی از اساتید مابین صحبت در مورد پایستگی تکانه زاویه ای سوال کرد و اینکه در برهم کنشی که اون دانشجو توصیف کرد با استفاده از یکسری تصحیحاتی که با استفاده از میدان های نا جابه جایی انجام داده بود وچرا اسپین ذره ی هیگز رو صفر به دست آورده در حالی که نقض قانون پایستگی رو منجر می شد! و خوب اون دانشجو جوابی نداشت برای دادن، بعد از سمینار که زمان breakبود از اونجایی که اون دانشجو جلوی من نشسته بود فرصت رو غنیمت شمردم و چند تا سوال ازش پرسیدم در همین بین رو به دوستاش و من کرد وگفت بچه ها شما نظرتون در مورد سوال اون استاد چیه؟! خوب ما چیزی نداشتیم بگیم تا اینکه خودش گفت: ما هنوز اسپین ذره هیگز رو به طور قطع نمی دونیم چیه یا صفر یا دو و با توجه به مدلی که من در هندسه ناجا به جایی بیان کردم باید 2 بشه تا نقض قانون پایستگی تکانه ی زاویه ای در اون نشه، در حالی که خودش فکر می کرد به نتیجه ی مهم وبزرگی رسیده بهش پیشنهاد دادیم که در مورد این مساله بره و با همون استاد بحث کنه ! 4. معمولااساتید متبحردر هر شاخه ای از فیزیک به این کنفرانس ها می آیند و امکان ارتباط برقرار کردن و سوال پرسیدن خیلی راحت تره و معمولا اساتید خیلی هم خوشحال می شوند که سوالی در زمینه ی تخصص آنها پرسیده شود. 5. ممکن هستش افرادی رو ببینی که در زمینه ی کاری شما پوستر ارائه کردند و این اتفاق خوب خیلی به شما کمک می کنه که دید بازتری در مورد کارتون پیداکنید.( امروز با کمال هیجان دیدم که 4 پوستر در زمینه ی AdS بچه های ارشد و دکترا ارائه دادند که تونستم پای صحبت دو تا از اونا برم در همین بین یکی از اساتید متخصص و متبحر سر یکی از پوستر ها اومد در حالی که اون دانشجو داشت برای من خیلی خوب تو ضیح می داد و من هم تقریبا نمی ذوشتم نفهمیده رد بشیم شروع کرد به نظر دادن تا اینکه کلا صحبت دست استاد افتاد، هم از ما سوال می پرسید هم خودش جواب می داد، توصیه ی خیلی مهمی که به بچه هایی که در زمینه ی دوگانی فضای آنتی دوسیته و میدان های همدیس کار می کنند کرد این بود که اول میدان های همدیس رو خوب یاد بگیرید اسم یه کتاب رو هم برد که از روی سه فصل اون این موضوع رو مطالعه کنید، هندسه فضای دوسیته و آنتی دوسیته رو خیلی خوب یاد بگیرید که البته گفتن نیاز به هیچ مقدمه ای برای مطالعه نداره چون هندسه است یه دانشجوی کارشناسی هم می تونه خودخوان یاد بگیره، اضافه کردند باید بتونید از روی متریکی که به شما داده، کنش،معادله حرکت در بیاورید و بالعکس. علاوه بر متریک ساده ای که اون دانشجو به دست آورده بود استاد چند تا متریک دیگه رو هم به ما نشون داد یعنی از کیفش چند تا مقاله در آورد که در اونها از متریک هایی استفاده شده بود عام تر بودند یعنی تعمیم یافته ی همون متریک ساده بودند. و کار با این متریکها می تونه درجه آزادی مساله ما رو بیشتر کنه،یعنی مساله شکل واقعی تری به خودش بگیره. کمی از کار خودش و دانشجوی دکتراش گفت و در آخر به ما خیلی ساده نشون داد که چطور می شه از یک تقارن( انتقال)، گروه و مولد های اون رو بدست بیاورید، با اینکه سخنرانی بعدی شروع شده بود ولی اون استاد با تمام علاقه وهیجان وبه زبانی ساده ودوست داشتنی و با صبر کنار ما ایستاد و جمعی از دانشجو ها رو از حرف های خودش مستفیض کرد) 6. این احتمالا دو روز یا سه روز متوالی با دوستان و جمع فیزیکی ها کلا خیلی خاطرها انگیز و زیبا خواهد گذشت، امروز ما با دوستان کلی خندیدیم ) جای همه بچه ها که دوست داشتن باشن ولی نتونستن بیان خیلی خالی ! راستی جایزه ی علی محمدی رو هم به یکی از دانشجو های دانشگاه گیلان دادن که از تز دکتراش که مربوط به مدل های کیها نشناسی بود حدود20 مقاله ی آی اس آی استخراج کرده بود ! سر سمینارش هم همگی کلی خندیدیم خیلی با هیجان و ساده و با لهجه تو ضیح می داد، وقتم نداشت بنده خدا تند تند جمع بندی کرد:)
برچسب‌ها: فیزیک
+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

آرزوی بچه ها

دیشب جای خوبی بودیم، جاتون خالی ، یه جایی اون بالاها کنار ۸ شهید غواص!

با یکی از دوستان تو جمع یه سری بچه توی رنج سنی ۵ تا ۱۳ سال  رفتیم.

ازشون خواستیم آرزوهاتو ن رو بنویسید ۵ تا شون ومهمترینشون رو !

جالب اینکه برخی ها اصلا آرزو نداشتن خیلی طول کشید تا با تقلب از این و اون یه چیزی بنویسند!

باور کنید یکی از پسرا اینقدر تو سرخودش زد تا یه چیزی بنویسه نشد؛ آخرش دوستش بهش رسوند

نگاه که کردم دیدم تقریبا همه دعاهاشون برای بقیه بود، پدر ومادرم سالم باشند، مردم سالم باشند، مریض ها شفا پیدا کنند، اسلام برنده بشه ! پدر و مادرمون امرشون (عمرشون منظورشون بوده !) طولانی بشه. امام زمان زهور(ظهور) کنه .

یه دختر کوچولوی ۵ ساله: عروسکم دامن عروس بپوشه، خودمم دامن عروس بپوشم.مریض ها شفا پیدا کنن..

یه پسر ۸ ساله اولین دعاش: خواهرم ازدواج کنه !

منتظر بودم یکی بگه فلان چیز رو داشته باشم، فلان ماشین، عروسک...اما نه خبری نبود.

با اینکه بار ها بهشون گفتیم امشب(شب آرزوها) هرچی دعا کنید خدا بهتون می ده.

روز ولادت امام حسن (ع) ،کلاس معرفتی بود، معلم! دیر کرده بود پیغام فرستاد برای جمع که ۴۰ تا از خواسته اتان را بنویسید به درگاه کریم اهل بیت.

وقتی که رسید، شروع حرف زدنش را با این سوال آغاز کرد: کی هر ۴۰ دعایش را با(ما) کرده؟!

بعد از توضیحات گفتند: انسان کامل در (من) دعاهایشان هم (همه) هست !

راستی دوستم داستان حضرت زهرا (س) و امام حسن (ع) که مادر برای همه در قنوت دعا کرد جز خودش را برای بچه ها تعریف کرد، یه رمز دایره ها هم داشتند که آخرش شد: اول دیگران !

 

+ نوشته شده     توسط زینب نظری 

کعبه ی امید

محبوب من که دائم هستم بگفتگویت            معشوق من که دائم هستم بجستجویت

آیا شود که روزی، روزی شود حسن را           احسان گونه گون و الطاف نو بنویت

بشنیده ام که خویت چون روی تست دلکش   ای من فدای رویت ای من فدای خویت

آیا شود که روزی با چشم خویش بینم           آن قامت رسا و رخساره ی نکویت

ای که به لیله القدر کرو بیان بالا                   اسرار هر دو عالم گویند مو بمویت

آیا شود که روزی تفتیده جان مارا                 از تشنگی رهایی زاب زلال جویت

ای آستان قدست دار السلام جان ها           بس کاروان که بسته بار سفر بسویت

آیا شود که روزی این زار ناتوان را                 باری دهی زلطفت پایی نهد بکویت

ای شاهد دلارا در بزم آفرینش                     وی شاهدان عالم مشتاق دیده رویت

آیا شود که روزی این عاشق وصالت             دستی رساند اندر دامان مشکبویت

ای کعبه ی امید خوبان درگه عشق             چون او خدیو باشی خود آبرو خدویت

آیا شود که روزی اندر برت حسن را              گویی چه خوش رسیدی اینک به آرزویت

دیوان علامه حسن زاده آملی

یا ابن الحسن...

+ نوشته شده     توسط زینب نظری 

کتاب مصطفی چمران

      دلم نیامد معرفی نکنم:

" مرگ از من فرار می کند"

کتاب مصطفی چمران

انتشارات روایت فتح

"روایت مردی جامع  عقل و احساس"

روایت شمع !

حاوی پنج فصل از نوشته های شهید مصطفی چمران و نقطه نظراتی از دیدگاه دیگران


برچسب‌ها: کتاب
+ نوشته شده     توسط زینب نظری 

مناجات نامه

  1. خداوندا، شکستن دل بندگانت رسم زندگی امان نیست، تو خودبهترمیدانی، نگذار حتی اشتباهی ازدستمان بیافتد.
  2. خدواندا، در کهف خود ما را به خوابی عمیق فرو بر و آنگاه که بیدارمان کردی نشانمان ده یکتا پرست بودن همه ی مخلوقاتت را.
  3. خداوندا فخر فروختن به بندگانت را احساس ما قرار نده، بگذار حس وجودمان بندگی تو باشد.
  4. خدابا، این روزها فقر را در چشمان همه می بینم و قدرت را در دستان تو.
  5. ای خدای، عاقبتمان را عاشقانه به سرانجام رسان.
  6. خدایا، از هیچ کس مثل خودم نمی ترسم.
  7. خداوندا، آنقدر ما را در عبادت وبندگی خود مشغول کن که سرمان برای غیر آن بلند نشود.
  8. خدایا به هر قیمتی ما را در مسیر خودسازی خود قرار ده.
  9. خدای، چه خوش حس وحالی است از تو خواندن.
  10. خدایا، در هر مرتبه ای هستیم، فهیم تر، عاقل تر، با شعورتر، عالم تر و حکیم تر شویم.
  11. خدای من، مثل هیچ کس نمی توانم باشم، جز خودم. به تمثال حقیقی ای که مرا از روی آن ترسیم کردی نزدیک تر و نزدیک ترم گردان.
  12. خدایا یاری امان کن شاد بودنمان تصنعی نباشد، از اینکه تو خدای مایی وما فقیر تو، شاد باشیم، خندان باشیم.
  13. مردم در بهشت می میرند، آنگاه که در آن می مانند، خدایا از بهشتمان نجاتمان ده.
  14. خدای من، به تو دلخوشم، داشتن کسی مانند تو در این دنیای فانی از هر چیزی ارامش بخش تر است.
  15. خدایا، تو از درون من بجوش.
  16. خدایا یاری امان کن در هرجای که توکمتر یاد می شوی، بیشتر یادت کنیم.
  17. خدایا، شکرت در تاریکی های درون نوری می شوی روشنای وجود.
  18. خداوندا، چگونه است آشفتگی هایمان در نزد تو.
  19. خداونداچه گاهی بهتر از گاه نمازو نیاز به تو، چه جایی بهتر از پای سجاده ای که به سوی توست.
  20. هزار مجهول پیش رو و یک شب قدر درمیان، خدای جوشن، پس کی می آییم.


برای هم دعا کنیم...


برچسب‌ها: مناجات نامه
+ نوشته شده     توسط زینب نظری 

معلم...

و تو چه زیبا نوشتی و چه هنر مندانه  روح زیبایی را در کالبد حروف نشاندی و نگاهت چه گرمایی برهوای وجودم بخشید، دستم را گرفتی و مرا بر بلندای اندیشیدن نشاندی، چه خالصانه نیت کردی برای پروراندن نهال وجودم. تو حرف دلم را بی سوال پاسخ دادی، تو به من نگاه کردن آموختی وتنها معنای نگاه را از چشمان تو خواندم. به سخنانم گوش فرا دادی، توانایی هایم را باور کردی و به من فهماندی که برای رسیدن یک اراده ی علی پسند کافیست. آری آری آن روز نگاه خسته ات که با لبخند زیبایت تزیین شده بود حال دیگری به کلاس داده بود.  برایم از قصه ی پرواز گفتی از لحظه ی بی مثال فنا، حرف هایت از جنس دیگری بود، پنجره های بینش دیگری را برایم از پهنا وعمق اقیانوس نگاه هت گشودی.نگاه پر مهرت در خاطره ی ذهنم حک شده است، تو عمیق تر از هر کس برای جوشاندن چشمه ی جانم بیل و کلنگ زدی، این را با تمام وجود اجساس کردم. وبا تو بیش از هر کس زندگی کردم، نگاهت مادرانه تر از یک مادر و دل سوزانه تر از یک پدر بود. تو زیبا تر از هرکس" عشق" رابرایم تفسیر کردی و با دستان پر از مهرت بر تخته ی مجهول قلبم حرف به حرف واژه ی  "علم " را باز نمودی.

تو را من سال هاست شاگردم این همه عشق حاصل این اندک  روز و سال  نیست، مرا تو سال هاست آموختن این همه جوشش باور یک روز نیست...

تقدیم به مقام حقیقی معلم، آنان که در قدم به قدم آموختنم سهمی داشتند.

+ نوشته شده     توسط زینب نظری 

تو برایم آسمانی تر شو

 توی این شب دراز، بین همه ستاره ها، تو برایم  آفتاب، تو مرا نوری خیره تر شو

توی این عمر گذران، بین همه  روزان  و شبان، تو مرا یک شبی، سوره ای  قدر تر شو

توی این خاک قلیل، ته این قلب تهی، تو مرا یک شجر، طیبه ای آسمانی تر شو

توی این سیر فراز، بین همه مسافرا، تو مرا یک تاج سر، تو مرا راهبری رهنما تر شو

توی این همه نگاه سرد، بین  همه جمله ی درد، تو مرا یک بغل، حدیثی گرم تر شو

توی این فصل خزان، بین همه کهنه دلان، تو مرا یک بهار، ورقی تازه تر شو

توی این همه فاصله ها، بین این همه صورت تلخ، تو مرا مهربان ،انیسی نزدیک تر شو

 توی این همه خاطره ها، بین این همه یارِ شفیق، تو برایم ماندگار، حبیبی رئوف تر شو

توی این دار غریب، بین همه جنس عجیب، تو برایم یک قلم، حوریه ای انسیه تر شو

توی این همه نقش و نگار، بین همه ابر کدر، تو مرا یک آسمان، تصویری صاف تر شو  

توی این همه حق کشی ها، بین همه سکوت زهر، تو مرا یک نفس، خطبه ای کوبنده تر شو

توی این دفتر شعر، بین همه ترانه ها، تو مرا یک غزل ، مصرعی  بی بدل شو

توی این همه اسم بسیط، بین همه واژه ی قبض، تو برایم مختصر، واژه ای خاص تر شو

تو از صمیم دل، قدر یک دعای دل، تو مرا مادرانه تر، تو برایم زهرایی  آسمانی تر شو


میلاد پر فروغ مادر یازده قرآن ناطق بر همه ی عالمیان مبارک باد.

+ نوشته شده     توسط زینب نظری 

Latex,Xepersian

دوستان برای آموزش مقدماتی لتک و زی پرشین

Online Courses

دکتر فرشاد ترابی حتما برایتان جالب خواهدبود.

این سایت رو هم ببینید.

(لتک و زی پرشین برنامه های بسیار کاربردی برای نوشتن کتاب، مقاله،پایان نامه...)

+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

روز پلانک،مرکز تحقیقات فیزیک نظری وریاضیات


Planck Day at IPM
School of Physics, IPM, Tehran, Iran
May 2nd, 2013

12/ Ordibehesht, 1392


تابش پس زمینه ی کیهانی تصویری از جهان مربوط به ۳۸۰۰۰۰سال بعد از انفجار بزرگ ارائه می کند .ومی تواندشرایط اولیه برای سیر تکاملی جهان را  آشکار نماید.

هدف اصلی ماهواره پلانک اندازه گیری افت وخیزهای این تابش پس زمینه ی کیهانی به دقتی درحد محدودیت های اختر فیزیکی می باشد،این فضا پیما دقیق ترین نقشه ای را که تاکنون از این پس زمینه کیهانی بدست امده ترسیم می کند.هدف این جلسه مطالعه ی نتیجه های اخیر منتشر شده از این ماهواره می باشد. 



 The Cosmic Microwave Background (CMB) preserves a picture of the Universe as it was about 380,000 years after the
Big Bang, and can reveal the initial conditions for the evolution of the Universe. Planck's main objective is to measure
the fluctuations of the CMB with an accuracy set by fundamental astrophysical limits. The spacecraft charts the most
accurate maps yet of the CMB. The aim of the present meeting is to study the recently released results of the
Planck satellite.

مهلت ثبت نام تا ۱۰ اردیهشت.

شرکت برای عموم آزاد است.



 Please register by April 30th (10th of Ordibehesht)

http://physics.ipm.ac.ir/conferences/planckday/register/index.jsp


برچسب‌ها: اطلاع رسانی
+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

یاس خوشبوی حیدر...

 

خواستی مرهم شوی بر زخم های دل پدر تا آن لحظه ی آخر

خواستی پنهان کنی کبود بازو وپهلویت را در زیر پیراهن ز حیدر

فاش کرد اما تمام قصه را ورم های گشته با میخ و فشار پشت در

خواستی رسوا کنی با رفتنت ظلم و حق کشی آن قوم گمراه و دغل

زدی مهر بطلان برتمام کرده هاشان با غسل ودفن شبا نه ات مادر

کس ندانست ولی قبرت گشت مخفی درمیان خانه با دستان پدر

غیرت و عشق مولا نکرد از خود و از ما جدا آن جسم پاک ومطهر

قوم شقی وقاتلت را کرد با خیال نبش قبرهای خالی بقیع در به در

شدی با قبر خوشبو و نورانی ات، چهل چراغ خانه امان بار دیگر

گرفته آرام در آغوش توغنچه ی زیبا و نشکفته ات محسن پرپر

چیزی بگو مادر چرا می کند این همه بیتابی درمیان کوچه ها برادر

می کنم گره باز هر صبح و شام از دل غصه دار آن جانمازت مادر

با یکی دست کوچکم می گیرم تسبیح تو،با دیگری کار خانه از سر

روی مهری که می رفتی تا به عرش  به یادت، زینبت می گذارد سر


ادامه مطلب
+ نوشته شده     توسط زینب نظری 

مناجات نامه

  1. خداوندا،عهد اول را برایمان تفسیر وما را برآن ثابت قدم نما.
  2. پروردگارا، برای روح خشکیده امان، نماز باران می  خوانیم، به امید استجابتت.
  3. خدایا، لحظه ها یی را اراده می کنی که او حقیقتا می خواهد و می یابد.
  4. خداوندا، وقتی چشمانمان را باز می کنیم، هیچ کس جز تو را در اطراف نمی بینیم.
  5. خداوندا، شکرت که بی غرض، بی غرض ها را ورق می زنیم.
  6. بار خدایا یاری امان کن که خود خوب بفهمیم وبعد رسالت فهماندن آغاز کنیم.
  7. پروردگارا، بیاموزمان که چه زمان بیاد آوریم و کی فراموش کنیم.
  8. خدایا، می خواهیم به همه چیز برسیم، خواسته امان را جدی بگیر ای همه چیز.
  9. ای خدای، برای وصالت تا ابد صبر می کنیم.
  10. خدایا، اماممان را غایب می کنی تا بیشتر قدرش را بدانیم اما ما، چه قدرنشناسیم.
  11. گاهی نبودن بهتر از بودن است.خدایا، قدرت تشخیص ده.
  12. بعضی مواقع حالمان خوب نیست، یا رباه تو ببخشایمان.
  13. پروردگارا عفتمان را بیشتر و حجابمان را کامل تر بگردان.
  14. خدایا،یاری امان کن جالب باشیم نه جلب توجه.
  15. خدایا شکرت که دفتر و کتاب را روزی امان کردی.
  16. خداوندا، جوانی، زیبایی،سلامتی از توست و نه از ما. هر گاه صلاح دیدی باز می گیری.
  17. الها، در اوج شکست تو را یافتن حال دیگریست.
  18. ای خطاپوش خطاکنندگان، تکمیل کننده اسما توایم، حالمان رادریاب ای احسن الحال.
  19. خداوندا به حق اسمای حسنی الهیت یاری امان کن با نفسی مطمئن راضیه ومرضیه به سویت بازگردیم وداخل در بندگان وبهشت توشویم.
  20. خدایا بی تو هیچیم هیچ.

برچسب‌ها: مناجات نامه
+ نوشته شده     توسط زینب نظری 

اگر عشق پا دهد امشب

 

اگر عشق پادهد امشب اگر شور سر دهد امشب
اگر مستی بشکفد امشب اگر دل راه دهد امشب

تا سحر دست فشانیم تا سحر غزل سراییم

تا سحر من وساقی کلبه ی مهر بسازیم
بر در وديوار وجودش
آیه ی نور نویسیم
 
در ديوان ببنديم دفتري از نو گشاييم 
 قلمي از نور گزينيم چرك واژه بشوييم
با جوهري از عشق مهدی نام زهرانویسیم 
بي خيال برف وبارون جامه ي غم در آریم 
با كلافی از عشق واميد پر سيمرغ ببافيم
دوش تا دوش آفتاب تا توانيم اوج بگيريم
در سوز خوش عشقش همه هستي ببازیم
بسوزيم وبسوزيم گردي از خود نگذاريم
مانده خاكستر خود را به دل باد سپاريم 

 

<< تا ما اهل انتظاریم دلامون سرد وکسل نیست>>

+ نوشته شده     توسط زینب نظری 

به یاد تو مادر...

 

به یاد تو مادر هرسحرگاه که ازآن کوچه گذشتم

همه دل بغض شدم، همه چشم اشک شدم

با دلی پر از درد، آه کشان  ازآن کوچه گذشتم

یادم آمد دست در دست تو بودم من درآن حال

که آن سیه روی، سیه دل نامه از دست توکشید

با صدای زشت ونحسش بر سر تو سخت خروشید

سیلی محکم با آن دست کثیف بر صورت ناز تو کشید

من از ترس چو بید به خود لرزیدم، درآغوش تو پریدم

تومرا گرم در آغوش فشردی، آیه صبر بر دلم باز نمودی

یادم آمد صورت خیس ونیلی تو همچو آفتاب درخشید

دل بی قرارت در تب عشق مولا خستگی ودرد نفهمید

زاویه چشمان تو همه تفسیر شب قدر خدا بود

او حتی ذره ای نفهمید، به عقل ناقصش هم نرسید

نه فدک نه، نُه فلک نه! همه هستی از ازل ارثیه زهرا بود

ودر آن روز چه غریبانه من وتو از آن کوچه گذشتیم

 

+ نوشته شده     توسط زینب نظری 

همت یعنی...

 

همت یعنی چشم هایت را ببندی برای او تا ته خط

وگوش هایت

همت یعنی نترسی از انگ کور بودن روزی که هرزگی نشان می گیرد

وپوکی مدال

 

 

 همت یعنی قرص باشد دلت به دستی که سپردی

وعصایی که گرفتی

 وندایی که :انا ربک

 

 

همت یعنی اراده ای که لرزش شانه هایت را می گیرد

و سنگینی پلک هایت

وتاثیرتشنگی وگرسنگی هایت

 

 

همت یعنی بی واهمه نوشیدن جام بلا

و عاشقانه سرکشیدن حکم قضا

همت یعنی آهی که جزخدا کس نشنید

 

  

همت یعنی  لطیف تر از باران

وسیع تر از دریا

 فراتر از  خورشید

 

 

همت یعنی تمسک به صراط مستقیم درمیان تمام مسیرهای کاتوره ای

و یک نفس دویدن تا انتها

و یک نفس دویدن تا خدا 


ادامه مطلب
+ نوشته شده     توسط زینب نظری 

خداوند صدای آرام درون توست، به این صدا گوش بده.

خداوند هیچ وقت توی گوش کسی داد نمی زنه، با چوب بالای سر کسی نمی ایسته.

خداوند هیچ گاه کسی رو مجبور به هدایت نمی کنه، خداوند خیلی آرام  وبا طمانینه وگاهی در پرده تمام حقایق رو می گه...

خداوند هیچ گاه روی آسمون راه نجات رو نمی نویسه، اگه صدای خدا رو در درونت بلند نمی شنوی بدون یه چیز هایی مانع شدند یک تاریکی هایی که باید اونها رو کنار بزنی...

گاهی خداوند خیلی آرام بهت تذکر می ده اگه حواستو جمع نکنی تنبیه سنگینی می شی..

این تویی که باید اشاره ی خدا برای به سر دویدن و دادنت کافی باشه.

تنها کسانی در این بین خاص می شوند که درک می کنند، که می بینند، که می شنوند...!

 

 

"العجل یا حجه الله،العجل بقیه الله"

"سال نو همگی مبارک"


برچسب‌ها: دیدگاه
+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

عشق پاک

یه روزی خانواده ی مجنون رو به عروسی ای  دعوت کردند که از قضا خانواده ی لیلی هم در اون عروسی دعوت شده بود خانواده مجنون در بین راه متوجه می شه که خانواده لیلی هم اونجا خواهد بود وپیش بینی می کنند که مراسم بهم می خوره اگه مجنون هم اونجا باشه، در میانه راه گودالی رو می بینند و مجنون رو داخل اون می اندازند ودرشو می بندند، در همین بین خانواده لیلی هم که از حضور خانواده مجنون مطلع می شه تصمیم می گیرن که لیلی رو هم با خودشون نبرند، اونها هم دربین راه گودالی رو می بینن که می تونن لیلی رو بندازن توش، همین کار رومی کنند ودر اون رو می بندند، اما اون گودال همونی بود که مجنون رو لحظاتی پیش توش انداخته بودند!!!

اما ادامه ی داستان:

.

.

.

نه حرفی نه بوسی نه کناری  .... عشق پاکی میانشان پاسبان بود....!
 پی نوشت:

مثل همیشه داشتم از کنار تلویزیون رد می شدم، دیدم مامانم خیلی با هیجان داره مصاحبه ی دو نفر رو گوش می ده، شبکه قرآن بود،من هم لحظاتی نشستم، دقیقا نفهمیدم بحث چی بود، کجا بود، بعد چی شد، وقتی داستان تموم شد پاشدم...

پ.ن: فکر کنم گفت از جامی بود شعر وداستان.

پ.ن:کسی که داستان رو تعریف کرد می گفت تصور کنین، ادامه ی داستان رو می دادن هالیوود بسازه!:)

+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

آدم ها

 

آدم های بزرگ درباره ی ایده ها سخن می گویند

آدم های کوچک درباره چیزها سخن می گویند

آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند

 

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند

آدم های متوسط درد خودشان را دارند

آدم های کوچک بی دردند

 

آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند

آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

 

آدم های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند

آدم های متوسط به دنبال کسب دانش هستند

آدم ها کوچک به دنبال کسب سواد هستند

آدم ها بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند

آدم های متوسط پرسش ها یی می پرسند که پاسخ دارد

آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند

 

آدم های بزرگ به دنبال خلق مساله هستند

آدم های متوسط به دنبال حل مساله هستند

آدم های کوچک مساله ندارند

 

آدم های بزرگ سکوت را بر سخن گفتن بر می گزینند

آدم های متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند

آدم های کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود می گیرند.

نویسنده(؟)

+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

ابوالفضل کوچولو

 ابوالفضل کوچک و خوش قلب و شیطون  وشلوغ ما، هر وقت خرابکاری می کنه وما دعواش می کنیم اگه خیلی جدی دعواش کنیم،گریه می کنه میاد بغلت...استاد اخلاق منه !

عکسم که مگه یواشکی ازش بگیری، مگه می ذوره؟! یا می خواد گوشی یا دوربین وبگیره بازی کنه یا قبل از اینکه عکس گرفته بشه می خواد ببینه چی جوری شده!

نماز بخونی در اتاقت باز باشه،بیاد تو، حواست نباشه، مهر وجانمازت که از دسترس خارج شد، هیچ! به ازای هر سجده هم یه کوله سواری خودشو مهمون می کنه! نمازی می خونی!

چن وقت  پیش من وخواهرم رفته بودیم بیرون خرید، ابوالفضل بغل من بود از کنار تا کسی های تجریش رد شدیم یه راننده ای داد می زد "دربند، دربند، 1000تومن"، آقا ابوالفضل ما هم شروع کرد:"دب  دب دد دد "، "هه هه هه"، "دب دب دد دد"،"هه هه هه"،...داشت مسافر جمع می کرد!

به منم میگه:"یَ، یَ" -یعنی خاله- بیشترم "ی،ی،باز!" دراتاق معمولا برای حفظ جان لب تاب وکتاباها بسته است

+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

تا جوانیم...

خیلی وقت بود به این قضیه  فکر می کردم،

تا جوانیم باید عیب های خود را بیابیم، عیب های ریشه ای، نه اشتباهات لحظه ای !

اگر حسودیم...اگر بد خلقیم...اگر زود عصباتی می شویم...اگر دروغ می گوییم...اگر بد دهانیم...اگر مغروریم...اگر عجب داریم....

اگر وسواسیم...اگر شهوت زر و زن و پست و مقام داریم...اگر عادت به فکر کردن نداریم...اگر...!

در جوانی اگر دیدی یه خورده از اینها رو داری زود ریشه اش رو بابرنامه عملی، توکل وتوسل بکن چون بعد از آن همانند درخت کج بار اومده ای می شویم که برای صاف شدن تقریبا هیچ راهی جز قطع شدن باقی نمی مونه.

امروز درد صاف شدن رو بکشیم تا فردا زجر کج بودنمان را خود و دیگران متحمل نشوند.

+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

Gamma Journal

گاما فصل‌نامه ای است به زبانِ فارسی، در باره یِ فیزیک. آن چه در گاما منتشر می‌شود بیشتر مقاله‌ها یِ آموزشی، در زمینه یِ فرهنگ یا تاریخِ فیزیک، یا در موردِ مسائلِ فیزیک در ایران است، و قرار است جنبه یِ آموزشی و فرهنگی داشته باشد و برا یِ دانشجویانِ فیزیک یا دانش‌آموخته‌گانِ فیزیک، یا دستِ کم بخش ی از آن‌ها قابلِ استفاده باشد.

گاما در سال ۱۳۸۲ تأسیس شد. ایده یِ راه اندازی یِ گاما در سالِ ۱۳۷۹ مطرح شد، زمان ی که پنج ویراستارِ گاما عضوِ چند دانشگاهِ مختلف و هم‌زمان پژوهش‌گرِ مرکزِ تحقیقاتِ فیزیکِ نظری و ریاضات بودند. اتفاق‌ها یی باعث شد که هر پنج ویراستارِ گاما در سالِ ۱۳۸۲ عضوِ دانشگاهِ الزهرا باشند.

آخرین شماره ی گاما که چاپ شده، شماره ی ۲۴ (زمستان ۱۳۸۹) است. پس از آن، ویراستاران گاما تصمیم گرفتند به چاپ کاغذی آن ادامه ندهند.

برای دسترسی به مجله (کلیک کنید)


برچسب‌ها: فیزیک
+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

سخنان حکیمانه از علامه محمد تقی جعفری

۱- اخلاق یعنى شکوفایى حقیقت در درون آدمى.

۲- جامعه براى خود داراى شخصیّتى است که اندیشمندان به منزله عقل و اخلاقیّون به منزله وجدان آن مى باشند.

۳- بخندیم، اما سرمایه خنده ما گریه دیگران نباشد.

۴- گاهى براى نابود ساختن تلخى هاى صفات زشت، شیرین ترین داروها تلخ ترین اندرزهاست.

۵- کردارِ عینى و عملىِ مربّیان بشرى در تعلیم و تربیت، اساسى تر و مؤثرتر از گفتار آنان است.

۶- بهترین و ارزنده ترین حیات آن است که کار و کوشش در آن موجب به ثمر رسیدن شخصیّت انسانى شود.

۷- هیچ عملى بدون عکس العمل در صحنه هستى به وجود نمى آید خواه خوب و خواه زشت.

۸- بشر با همه داد و فریادهایى که درباره پیشرفت و تکامل به راه انداخته، هنوز نتوانسته است خود را از زندان خودخواهى نجات بدهد.

۹- حیاتى که مبناى حرکت خود را بر روى خودخواهى استوار سازد، پدیده اى است ضدّ حیاتِ خود و دیگران.

۱۰- صبرى که سکوى پرواز است براى پرواز در فضاى والاى انسانى و موجب تجلىّ خدا بر انسان، صبر در مقابل لذّت هاست.

(منبع)


برچسب‌ها: سخنان حکیمانه
+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

سقای چشمان حسین

بیابان و دلی تفتیده، شرار هر لحظه ی آتش....  ناله ی طفلان حرم، گلوی اصغرت تشنه

لب خشکیده ی حسین، نفس گیرتو هر دم  ....کنم شیون،زنم برسر، فغان از لحظه رفتن

ای جان بی جان و فرات دل خواهرت زینب .... مرو ای چشمان تو، سقای من ، اباالفضل

 

التماس دعا دوستان...

+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

ای گروه شیعیان...

كُونُوا لَنا زينا وَلا تَكُونُوا عَلَيْنا شينا

ای گروه شیعیان سبب زینت ما باشید نه عیب ما.(امام جعفرصادق علیه السلام)

+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

بربندیم محمل ها

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم.......جرس فریاد می دارد که بربندید محمل ها

چگونه است حالمان درمواجه با عیش های دنیوی، داشته های کنونی...

می توان چشم ها را بست، اما نمی توان حقیقت ها راکتمان کرد...

یاد معلم شیمی امان بخیر می گفت تا قبل از چهل سالگی هر بار که چیز جدید ونویی مثلا برای منزل می خریدم.خیلی خوشحال وذوق زده می شدم اما بعد ازآن سن کاملا بی احساس شدم.

خیلی با خودم فکر می کنم.به حال کسانی که ندارند آن چیزهایی که من دارم وبا خودم می گویم خوب اگر من هم نداشتم چگونه بود حالم...

وقتی گذر روزگار را می بینم که برصورت عزیزترین کسان چروک های عمر می نشاند، وهرروز شاهد بزرگ شدن ها وبه دنیا آمدن ها ومرگ های تازه...

جنگ ها...ترورها...بمب گذاری ها...کشته ها...سکوت ها...فریاد های بی صدا...بی عدالتی ها...

هرروز مرا به این دنیا بی اعتماد تر می کند...

وبه دنبال تفسیر بهتری از زندگی همچنان می نگرم،می اندیشم...


برچسب‌ها: دیدگاه
+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

Quote

We usually lose today, because there has been a yesterday, and tomorrow is coming

Johann Wolfgang von Goethe


برچسب‌ها: گاه گاه
+ نوشته شده     توسط زینب نظری 

آیت بصیرت

بنده چهار سال مداوم مشغول تفکر بودم تااینکه دریچه ای به رویم باز شد ودر موضوعی ده سال به فکر وتعمق اشتغال داشتم وسرانجام به نتیجه رسیدم، اگر تفکر درزندگی اتان باشد، عبادات انسان عمق بیشتری می یابد وحال مونوی بهتری خواهد داشت.

فکر است که بیداری صبحگاهی انسان را عظمت می بخشد وبه تهجد وعبادات اوبها می دهد، باید قبل از اذان صبح بیدار شویم ومدتی فکر کنیم تا آثار معجزه آسای تفکر را دریابیم.

اگر جای خلوت ومکان مقدس را پیدا کنیم برکات بیشتر یخواهد داشت، بنده اغلب جاهایی که می خواستم بروم پیاده می رفتم وراه های خلوت را انتخاب می کردم تا بتوانم بهتر وبیشتر به فکر خود ادامه دهم، گاهی مسیر سی کیلومتری بود اما خسته نمی شدم زیرا همیشه مشغول به تفکر وتعمق بودم.بارها به مسجد جمکران می رفتم تا بهتر بتوانم چیزهایی را بدست آورم وفکر کنم.

باید بدانیم که فکور بودن نقش ارزشمندی دررسیدن به مقامات مونوی دارد.بسیاری ازمعضلات فکری ومشکلات علمی انسان حل می شود.مسائلی همچون حاکمیت خدای متعال برهستی مقام وارزش معصومین علیهم السلام ونقش آنان درجهان وعالم تکوین، عظمت قدرت الهی وضعف خرد بشری وقدرت های ظاهری دربرابرپروردگارمتعال و...


برچسب‌ها: کتاب
+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

آیت بصیرت

نکاتی ارزشمند برگرفته از کتاب"آیت بصیرت" زندگی نامه ی آیت الله العظمی بهاء الدینی

باید از سرعت بی مورد وتند خوانی مضر پرهیز کرد، توجه به کمیت ومقدارنداشتن کیفیت وچگونگی تحصیل اندیشید.زیرا خوب خواندن ودقت لازم کردن موجب تشویق شخص درادامه ی تحصیل است.

وازطرفی توفیق انسان زیاد می شودتا عمق بیشتری به دانش خودبدهدودرتحصیل وتدریس موفقیت پیدا کندوسرانجام درجامعه مفید باشد.

اگردقت وحوصله درمطالعه باشدمطالب ارزنده ای نصیب انسان می شود که با تعجیل وسرعت دادن به مطالعه حاصل نخواهد شد.

بنده درنوجوانی بانشاط فراوان، حدود شانزده ساعت کارعلمی وفکری داشتم ومجهولات ونقاط ابهام درس هایم را به این طریق حل می کردم.

نشاط درس برای تحصیل انسان بسیارمفید وضروری است.انسانی که با نشاط است، خوابش کم، اتلاف وقتش کم وصحبت های غیرضروری اش کمتراست، تمام همتش درس است وتحصیل.


برچسب‌ها: کتاب
+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

مناجات نامه

1.حال که می نگرم، اگرچه نشد آن چیزهایی که من می خواستم، اما شد آنگونه که حتی تصورش راهم نداشتم، تو را سپاس.

2.مولای من، همه از من گذشتند و من از خود نگذشتم، خراب کن بر سرم این دیوار را، صدای اذان می آید.

3.به لحظه ی رسیدن  فکر می کنم و شروع دوباره، چه خوش حس وحالم از آنچه  تقدیرم کردی، تو را شکر.

4. معبودا، اگر روزی از فرط خطاهایم، خطابم کنی که دیگر با من سخن مگو، خواهم گفت:ای حلیم من، پس تو نیز نگاهم مکن و یا بگذار هر دو لذت ببریم.

5.ای درد وجود، بگذار تمنای وصال را با دستانی راستین به اوج برم.

6.می شود دوباره به پرواز فکر کرد، آنگاه که در تشعشع گرمای مهر تو آهسته آب می شود،یخ زدگی بال های روح من.

7.خداوندا، روا مدار حصار زمان و زمین، بهانه ای شود برای سقوط دیدگانم در چاه عمیق کوته فکری.

8.پروردگارا، نگذار سختی روزگار از قلبم نیز صخره ای بسازد، بگذار نرم باشد، ساده باشد، صورتی؛مثل دوران قشنگ کودکی.

9.خداوندا، نگذار فریب خواسته های رنگارنگ شوم و به بی رنگی معصومانه ی عهدم خیانت کنم.

10.خداوندم، مگر سختی عبادت تو بیش از سختی معصیت توست، که دوری ات را برگزینم، پر کن از این عطر بی بدیل برگ ،برگ  دفتر زندگی  ام را.

1.خداوندا، بگذار از انتظارهای خود نیز سبقت بگیریم، تا در زمره ی السا بقون به قرب تو نائل  گردیم.

2.خداوندا، تعادلی در فعالیت های جمعی و فردی ما برقرار کن، تا ارزش هیچ کدام را زیر پا ننهیم.

3.خداوندا، نظمی به نام تقارن درجای جای زندگی امان حاکم کن، تا بیشتر شبیه حکمتت شویم.

4.خدایا، رفتنم را به آسمان به تو سپردم.

5.خداوندا تو را شکر که برای درد دیگران درد می گیرم.

6.خداوندا بگذار احترام بگذارم به همه و متواضع  باشم در نزد بزرگتر خود.

7.خداوندا، گاهی تو را در آینه ی خود می بینم.

8.خداوندا، تو  بهترین را نازل می کنی، اما من همه را خراب می کنم.

9.خداوندا، گاهی دل برای صاحب خانه اش تنگ می شود، قرار دادمان 9 ساله  بود اما رها  نمی کند این  مستاجر  ویرانه ای را که با آمدن تو قصر می شود.

10. خداوندا، گاهی آن قدر جدی حرف می زنیم که انگار حق با ماست، ما کجا، تو کجا.


برچسب‌ها: مناجات نامه, دیدگاه
+ نوشته شده     توسط زینب نظری  | 

معمای فیزیکی

یه جسم کوچیک ودرحال سکون دریه گوشه ی یه میز افقی قرار داره یه جوری جسم رو هل می دیم که پس ازگذشت 2 ثانیه ازاون گوشه ی میز که عرضش 1 متره میافته پایین،می تونیم بگیم جسممون چرخ داشته؟!  

این مساله تا دفعه ی بعدی که بتونم بیام مطلب جدید بذورم،هست،بعدش حلشو میگم تااون موقع هرکی دوست داشت نظربده وراه حل ارائه کنه:)

راهنمایی:بیشترین ضریب اصطکاکی که جسم می تونه داشته باشه رو محاسبه کنین!

پ.ن:ازکتاب 200 puzzling physics problem

این کتاب خیلی ساده وجالب، 200 مساله معماگونه فیزیکی مطرح می کنه که برای حلش نیاز به محاسبه ی طولانی وپیچیده نداشته باشی ودرحد دبیرستان فیزیک بدونی بتونی حلشون کنی.

*A small object is at rest on the edge of horizontal table. It is pushed in such a way that it falls of the other side of the table,which is 1 m wide,after 2 s,Does the object have wheels?


برچسب‌ها: فیزیک
+ نوشته شده     توسط زینب نظری  |